دوبيتي- حفيظ الله جلالي

حفيظ الله جلالي چالشتري

مو كه فرياد آتش گونه دارم
دمادم موج خون بر گونه دارم
به تار موي تو گشتم گرفتار
كه با عالم دلي بي گونه دارم

حفيظ الله جلالي چالشتري-كتاب سرود پروانه ها

دانلود كتاب سالكان راه حق اثر حفيظ اله جلالي چالشتري

دانلود كتاب سالكان راه حق

اثر حفيظ الله جلالي چالشتري

حفيظ الله جلالي چالشتري

جهت دانلود اين كتاب در قالب فايل pdf اينجا كليك نماييد

كپي برداري با ذكر منبع مانعي دارد

 

 

 

زادروز جهان پهلوان تختي - روز ملي كشتي

زادروز جهان پهلوان تختی، به عنوان روز ملی کشتی در تقویم رسمی کشور ثبت شد.

خوشا آنكه نيك آمد ونيك زيست   جهاني ز مرگش به حسرت گريست

                                                              شعر از حفيظ الله جلالي

رباعي -حفيظ الله جلالي چالشتري

حفيظ الله جلالي چالشتري

از گوشه ي پنجره نگاهش كردم     دل مخزن سوز و درد و آهش كردم

در پيچش موي خود گرفتارم كرد    تا جان هدف چشم سياهش كردم

رباعي -  حفيظ الله جلالي چالشتري

حفيظ الله جلالي چالشتري

آشوب دو عالمم ز نافرماني است
بيچارگي ام ز اوج سرگرداني است
دلْ، بي تو به كوره راه گمراهي هاست
اين ره كه روم به گودي قرباني است

حفيظ الله جلالي- كتاب سرود پروانه ها

عروس پر غرور دنيا -اثر حفيظ الله جلالي

عاشقانه عكس نوشته

گفتمش فرياد دل را بر فلك خواهم كشاند
گفت، خون عاشقان را تا ابد خواهم فشاند

شعركامل در ادامه مطلب

ادامه نوشته

آن شب كه جمال دل ربايش ديدم

حفيظ الله جلالي چالشتري

آن شب كه جمال دل ربايش ديدم
از شور قيامتش به خود لرزيدم
زان چشم خمار و از لب گلگ ونش
صد بوسه ي بهتر از عسل برچيدم

دلدار

دلدار
اى خوشا پيوندِ دل با چون تو دلبر داشتن
دل به تو پيوستن و غیر تو از دل بر داشتن
اى خوشا در راه تو مانند گل پرپر شدن
خود از اين دنيا بريدن جاى برتر داشتن
خوشه چينى گرد کويت اى عزيز با کرم
بِه که بر سر تاج زريّن سکندر داشتن
گر سرم در راه تو شد گوى ميدان نبرد
بِه که در عالم سرو سردار و لشکر داشتن
گر شبى با ذکر تو آرام بخشم روح خويش
به که عمرى را به راحت سر به بستر داشتن
چشم دل بگشا (جلالى) تا که او را بنگرى
نى که سوداى دگر از پيش بر سرداشتن

***

كتاب سالكان راه حق -حفيظ اله جلالي چالشتري

از زبان سنگ سیاه -كتاب هشتمين خورشيد از حفيظ الله جلالي

شنیدم كه سنگی سیاه و خجل
فرو رفته در سینه ي آب و گل
چو گل بانگ شاهِ خراسان شنید
فغان از دل بی زبان بركشید
به سر ناله ها داشت، از بختِ خویش
وز اكنون و از روزگاران پیش....
 

جهت ديدن ادامه شعر اينجا كليك نماييد

ادامه نوشته

شعر توحيد از حفيظ الله جلالي چالشتري

حفيظ الله جلالي چالشتري

منبع :سالكان راه حق