حفيظ الله جلالي

حفيظ الله جلالي چالشتري

طراح وبلاگ ، عكس نوشته ها، ويزيت اين وبلاگ: ياسين هاشمي 0916453500

حفيظ الله جلالي - كتاب سرود پروانه ها

حفيظ جلالي - سرود پروانه ها

 

 كتاب سرود پروانه ها اثري از حفيظ الله جلالي

كتاب ستاره درخشان ولايت

ستاره درخشان ولايت

گذري در كربلاي ايران در زمان حكومت بني عباس

به قلم حفيظ اله جلالي چالشتري

 

دانلود كتاب بصورت PDF

 

شعر حماسي - گوشه از دلاوري هاي نيروي هوايي

حفيظ الله جلالي چالشتري

جهت ديدن اين شعر اينجا كليك نمايد

ادامه نوشته

گفتگو با يك عاشق-حفيظ الله جلالي چالشتري

دوش گفتم عاشقي را اين تن تب دار چيست
اين همه آه و فغان و ناله هاي زار چيست
اينكه مي گويي تنور عشق باشد شعله ور
آتش و دودش رود تا گنبد دوار چيست
اينكه مي گويي دل عاشق بود چون شير نر
مي درد هر كس سر راهش كشد ديوار چيست
اينكه مي گويي دو چشم عاشق ديوانه را
گر ببندي باز مي بيند جمال يار چيست
اينكه مي گويي كه عاشق مي خرد با جان خويش
موي تار دلبر افسونگر اين بازار چيست
اينكه عاشق را منايي جز همان معشوق نيست
خاك غم ندارد گر شود رهش اين كار چيست
اينكه مي گويي دو دست عاشقي گر شد قلم
تحفه ي خود مي برد با زحمت منقار چيست
اينكه مي گويي ببري گر زبان عاشقي
سرّ معشوقش نسازد فاش اين اسرار چيست
گر جهاني شد عليه عاشقي درگير جنگ
لحظه اي گامي عقب نگذارد اين پيكار چيست
اينكه مي گويي جلالي دور شد از عاشقان
رفته دنبال جهان خواهي اين گفتار چيست
گفت، وانگه در جوابم آن خمار جام يار
آنچه پرسيدي پشيزي زان همه كردار نيست
عشق را كي مي توان تعريف عالم گير كرد
چون كه آن دنياي ديگر باشد اين افكار نيست
صيغه ي عشق از ازل پيوند با عيار داشت
هر كه را عشقي نباشد در جهان عيار نيست
صحبت عاشق ميان خلق نقل مجلس است
ليك عاشق را براتي در دل انظار نيست
عشق را سرريز جان عاشقان پندار و بس
زانكه خط سرخ آنان خدعه و آمار نيست
سرزمين عشق را با خون دل آبش دهند
اين بود افكار عاشق شهرت و دينار نيست
هر كه باشد طالب ديدار يار باوفا
عقل را بندد به كار عشق اين دشوار نيست

كتاب سرود پروانه ها اثر حفيظ جلالي چالشتري

كتاب سروده حماسه ها- اثرحفيظ اله جلالي

سرود حماسه ها

حفيظ اله جلالي

به دليل موجود نبود فايل pdf  اين كتاب بصورت پارت بخ پارت و در قالب فايل jpg دانلود نماييد.

بخش 1        بخش 2         بخش 3        بخش 4    بخش 5

پري چهره _شعر از حفيظ الله جلالي چالشتري

آن پري چهره كه شكر لب و شيرين سخن است
كشته   ي نيم  نگاهش هزاران چون من است
تار مــويش گـــره بر هــر دل شـــــرمنده زنــــــد
كـــــــــه تــماشاگه عشاق به هـر انجمن است
دل سنــــگ آب شـــود از تب پر غمـــــزه ي او
كه جگرســـوخته ي خال لبـش مرد و زن است
كـــــــور بينا كند از جلوه ي مستانه ي خويش
صـــــــد چو پيراهن يوسف بر آن گل بدن است
اين همــــه شوكت و اين جاه و جلال و جبروت
در كمـــــالات چنـــين سرو رخ و ياسمن است
از كلامـــــش بچـــــــكد گوهر غلطان به وضوح
نكتــــه ي هر سخنش دو لت عرفان من است
گنـــــــــج پنهان همه از نصر پرآوازه ي اوست
كــــــــه زبانم قدر و طوطي شكرشكن است
افتخــــــــارات جلالي كرم و الـــــــفت اوست
نو كــــــــرم بر در او تا كه مرا جان به تن است

كتاب سرود پروانه ها(جلالي)

هدف شيعه

شيعه بايد آب گِل سازد زلال
دل کند محو خداى ذوالجالل
زو، رها گردد بشر از بردگى
عالمى خرم ز هر افسردگى
شيعه از چه آب بايد گل کند
موج خون در سينه ى ساحل کند
ساحلى که تشنه ی آب بقاست
آب گل دادن بر او عين خطاست
شيعه گر جان ميدهد، جان ميدهد
درس آزادى به انسان ميدهد
شيعه گر دارد به کف شمشير تيز
با تبهکاران کند جنگ و ستيز
ورنه از جنگ و ستم باشد به دور
بلکه هم مهر است و هم دنياى نور
شيعه ميدان دار خط انبياست
از دو رويى و ستمکارى جداست
شيعه انسانى ست در حد کمال
نى اسير نفس و مشتى قيل و قال
از چه بايد آبها را گل کند
تا جهانى را به خود مايل کند
چون کمالش فوق فکر آدمى است
خط سرخش رهگشاى عالمى است
هر کجا پيدا کنى آب زلال
شيعه در پايش کشيده بس ملال
آب گِل آنجاست کانجا شيعه نيست
شيعه دستش با دل دريا يکيست
شيعه ميباشد جدا از هر دغل
شيعه چون شير است نى روباه شل
شيعه چون درياست محدودش مکن
دردل جويى، گل آلودش مکن
شيعه در فکر مقام خويش نيست
کار او جز خدمت درويش نيست
گر که ديدى غير از اي نها در جهان
شيعه ى آل على او را مخوان

حفيظ الله جلالي-سيدحبيب الله هاشمي

حفيظ الله جلالي-سيدحبيب هاشمي

حفيظ الله جلالي شاعربرجسته كشور

سيد حبيب الله هاشمي مديرباشگاه فرهنگي ورزشي همافران ميانشهر

 

كتاب هشتمين خورشيد - اثرحفيظ اله جلالي چالشتري

حفيظ الله جلالي چالشتري

هشتمین خورشید - اثرحفيظ الله جلالي چالشتري

كپي اشعار با ذكر نام شاعر مانعي ندارد...

جهت دانلود اين كتاب بصورت pdf اينجا كليك نماييد